تبلیغات
اتاق روانشناسی psychology attic - پنچ راه برای شناخت بهتر خود
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پنچ راه برای شناخت بهتر خود


مقاله پیش رو برداشتی از کتاب journalution اثر خانم سندی گراسون هست . من خودم چند روش زیر رو امتحان کردم و برای هرکسی که احساس می کنه ، شناخت خودش اولین گام واسه ساختن خود ایدال و زندگی دلخواهشه، توصیه می کنم .

پنچ راه برای شناخت بهتر خود

نوشتن رویدادها و خاطرات(جرنال نویسی) یکی از بهترین راه های شناخت خود است . چنان که سندی گریسون بیان می دارد ؛ نوشتن به شما کمک می کند تا با  خرد درونی خود ارتباط برقرار کنید ، چیزی که در دنیای پر سروصدا ما بسیار مهم و ضروری است .

صداهای زیادی در این جهان است که می گوید که باشی ، چه طور عمل کنی و چه کار کنی ....

و گاهی این صداهای بلند از درون نیز شنیده می شوند... منطق درونی شما نجوا می کند ، در حالی نفس نکوهش گر شما فریاد می زند .. پس اگر می خواهید صدای درون خود را بشنوید باید سکوت کنید.  نوشتن یکی از راههای سکوت است .

نوشتن ، خودشناسی را سرعت می بخشد

نوشتن جرنال هیچ قانونی ندارد . تنها ساعت را کوک کرده و شروع به نوشتن کنید . تا وقتی ساعت زنگ نزده ، دست از نوشتن برندارید . در پایین به پنج تسریع کننده فرایند خودشناسی از کتاب سندی گریسون اشاره می کنیم .

1.     "نمی خواهم در مورد ... بنویسم." این روش مورد علاقه نویسنده است و در واقع حیله ایست برای ناخودآگاه تان تا از حفاظت شما در برابر احساساتی که در زیر سطح مخفی شده اند ، دست بردارد و اجازه دهد تا خود واقعی تان بر روی کاغذ سفید، نقش ببندد .  

ساعت را برای ده دقیقه بعد کوک کنید و هرچه که به ذهن تان آمد بنویسید . مهم این است که صادق و آسیب پذیر باشید . در مورد سخت ترین چیزهایی که بنظرتان می آید، بنویسید. بعد از اتمام ، می توانید کاغذتان را پاره کنید .

برای مثال :

نمی خواهم در مورد ....

-        اینکه چه طوری هنوز از مادرم بخاطر فلان قضیه عصبانی ام  بنویسم .....

-        اینکه چطور نگران به هم ریختن رابطه ام هستم ، بنویسم ....

و بعد بنویسید ....

گاهی سعی می کنیم در مورد مسائل واقعی زندگی با تحریف بنویسم ، چون می خواهیم خاطراتی عالی و زیبا داشته باشیم . این در حالی است که دنیای واقعی هیچ وقت عالی و کامل نبوده و نیست .  اینکه بخود اجازه دهید ،درمورد چیزی که قطعا مایل به نوشتن در مورد آن نیستید ، بنویسید ... شما را دقیقا به همان چیزی راهنمایی می کند ،که باید روی آن وقت گذاشته و کار کنید .

2.     "من الان چه کسی ام ؟" دوباره ساعت را برای 10 دقیق کوک کنید و به این سوال جواب دهید . همچنین ببینید که در زمان های دیگر زندگی تان چه بوده اید ، مثلا 8 ، 16 ، 25.

آن زمان که بوده اید ؟ تفاوت های بین کسی که بوده اید و کسی الان در حال شدن هستید را شرح دهید. ماه ها و سال های پیش رو چگونه زندگی شما را شکل خواهد داد؟ و بعد آن قسمت ازخود را که همیشه بوده و هست توصیف کنید. نگاه این خود به زندگی شما چگونه است؟ تا بحال این خود چگونه شما را راهنمایی کرده است؟  آیا شما به گوش داده اید ، یا اینکه روی حالت خودکار زندگی خود را گذرانده اید؟ آخرین باری که به خود درونی تان  که همیشه آنجاست ، سر زدید کی بود؟

3.     "چیزهایی که دوست دارم." چقدر برای شناخت چیزهایی که حقیقتا شما را خوشحال می کنند ، وقت گذاشته اید؟ درمورد هرچیزی که باعث لذت شما می شود و لبخند بر لبانتان می نشاند ، بنویسید. خواه چیزهای گران مثل یک استراحتگاه استوایی... ویا چیزهای بی قیمتی مثل حمام حباب یا رفتن به ساحل با خانواده . مرتبا به این لیست اضافه کنید.

4.     "اظهار کنید که چقدر شگفت انگیزید." از ده خصوصیت عالی خود لیستی تهیه کنید و به خود بگویید که "شما" بودن امن و بی خطر است . این مثالی است که یکی از دوستان نویسنده نوشته است :

"جنیفر بودن کاملا امن است . من پرانرژی ، باهوش ، خلاق ، عاقل ، پیچیده ، قدرتمند ، ثروتمند ، جالب ، سالم و مرتبط با روانم . من اثر جنیفری خودم رو به هر کاری که می کنم می بخشم . "

5.     "مکالمه با خود 99 ساله تان." وانمود کنید که 99 ساله هستید، بسیار عاقل و در سلامت کامل . به این سوالات در جرنال خود پاسخ دهید :

چیزی هست که بخواهی من بدانم ؟ در این روزها و سال های آینده باید روی چه چیزی تمرکز کنم؟  چه چیزهایی می توانستم انجام بدم یا تجربه کنم که بهترین تاثیر را روی زندگی ام داشته باشد؟

اگر کسی نوشته های شما را خواند ، چه ؟

افراد معمولا خاطرات خود را نمی نویسند زیرا می ترسند دیگران آن ها را بخوانند. نویسنده کتاب؛  خانم گراسون نیز همین احساس را داشته ، اما با گذشت زمان پی می برد که افکار ما وقتی در ذهنمان در حال گردش اند ، بسیار بزرگ تر احساس می شوند . آوردنشان روی کاغذ آن ها کوچک می کند . وقتی همه افکارتان را روی کاغذ سفید ، خالی کردید ، می توانید به یک نمای کلی از آن ها برسید و دیگر به اندازه قبل ترسناک به نظر نخواهند رسید .

گراسون می نویسد :

" من معتقدم،  هرگاه  که خود را کاملا به کاغذ سفید جلویتان می سپارید ، کمی بیشتر به خود حقیقی تان نزدیک می شوید . آنجا جایی ایست که عظمت تان می تواند با شما نجوا کند و تمام آنچه را که برای شدنش به زمین آمدید ، به یادتان آورد ."

 از : مارگاریتا تارتاکوسکی 

برداشتی از کتاب journalution  اثر سندی گراسون

منبع :

     psychcentral.com

کپی برداری با ذکر منبع لطفا!



نوشته شده توسط :فرزانه لعل خاکپور
چهارشنبه 18 مرداد 1391-11:29 ب.ظ
نظر بدید() 

محمدرضا
سه شنبه 30 آذر 1395 01:18 ق.ظ
محمد جان پیشنهاد ما برای شما نوشتن اهداف ، برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به اهداف و ((مرور)) اهداف مورد نظر بوده و دلیل این پیشنهاد بوجود اومدن انرژی و انگیزه برای رسیدن به هدف هست

موفق باشید
farzane
سه شنبه 30 آذر 1395 12:03 ق.ظ
سلام دوست عزیز، این کتاب ترجمه نشده تو ایران
محمد
یکشنبه 3 مرداد 1395 03:56 ب.ظ
عالی بود ممنون
محمد
شنبه 12 تیر 1395 04:50 ب.ظ
من دوباره به این وب لاگ میام تاجوابم رو بینم
محمد
شنبه 12 تیر 1395 04:49 ب.ظ
جالب بود ممنون
من برای هرکاری اولش رو خوب شروع میکنم اما بعد خسته میشم نمیدونم شاید ربط به اراده ام داره
ممنون میشم کمکم کنید
سعید
شنبه 3 بهمن 1394 02:18 ق.ظ
سلام
ببخشید این کتاب ترجمه شده؟
اگه شده میشه مشخصاتش رو بفرمایید؟
برومند
یکشنبه 10 آبان 1394 07:12 ب.ظ
سلام من از کتاب سندی گراسون خیلی خوشم آمد وهر چه در اینترنت گشتم
نتوانستم اطلاعی از شرح حال این نویسنده بزرگ بدست آورم دانلود هم نتوانستم انجام بدهم
لطفا" به وبلاگ من سر بزنید و مرا راهنمایی بکنید

با تشکر موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.